توضیحات
کتاب یادداشت های ناپیدا
هیچکس جز خاک، راز او را نگرفت
برگشتم به ایران؛ باران پاییزی ریز و بیوقفه میبارید. برگهای زرد و خشک به سنگهای قبر میچسبیدند و با هر وزش باد کمی میلرزیدند. جمعیت دور گور خالی حلقه زده بودند، اما من حس میکردم هیچکس جز او، واقعاً برای لیلا گریه نمیکرد. صدای هقهقها، نفسهای سنگین و گریههای خفه شده، در میان صدای باران، به سختی شنیده میشد. از زیر عینک دودیام نگاهی به شمسیخانم انداختم. دستانی لرزان، شالی مشکی دور گردن، موهایی که شاید یک شبه سفید شده بودند و اشکهایی که دانهدانه به پایین میچکیدند. صدایش با فریادهای التماسآمیز آمیخته بود: «چرا دخترم، چرا منو تنها گذاشتی؟ قربونت برم…»
همانطور که به صداها گوش میدادم، جسد لیلا را دیدم؛ لباسی سفید بر تن داشت. هرگز فکر نمیکردم همان لباس سفید که همیشه دربارهاش حرف میزدیم، حالا کفن او شده باشد. قطرهای از باران روی گونهام افتاد و به آسمان نگاه کردم که به نظر میرسید حال او هم گرفته است. مثل ما. شدت باران داشت کمکم بیشترمیشد و بوی خاک تازه، همهچیز را در خود حبس کرده بود؛ انگار تمام عالم عزادار لیلا شده بودند. حتی صدای کلاغی که بالای سرم پرواز میکرد، با فریادهایش میگفت که این پایان آن چیزی نیست که انتظارش را داشتیم.
باران شدیدتر شد و برگها هم سریعتر میریختند. شمسیخانم همانطور که سر قبر نشسته بود، با یک دست خاک را بر روی سرش میریخت و با دست دیگر جسد را محکم نگه داشته بود و مانع از گذاشتن آن در گور میشد. حق داشت؛ مگر جز لیلا چه کسی را داشت؟ مثل من که جز او هیچکس دیگری را نداشتم. زنانی اطرافش نشسته بودند و او را در آغوش گرفته بودند و با او گریه میکردند. مردانی دورتر ایستاده بودند؛ بعضی سر به زیر و بعضی با سیگاری که در دست داشتند، تنها دود آن را به بیرون میدادند. دختران جوانی هم بودند که به نظر میرسید فقط برای خودنمایی آمدهاند، گریه نمیکردند تا آرایششان بهم نریزد و گهگاهی از مراسم عکس میگرفتند که احتمالاً بعد در فضای مجازی با متنهایی مثل: «لیلا عزیزم، زود رفتی، بهترین رفیقم»، منتشر کنند. حتی اگر از آنها میپرسیدی رنگ مورد علاقه لیلا چه بود، نمیدانستند و طبق عادت میگفتند صورتی؛ این اشتباه بود که آنها را لو میداد.
جهت خرید کتاب یادداشت های ناپیدا و هرگونه سوال
با ایدی @arvannashr در تلگرام یا تماس تلفنی به خط ثابت 02166962850 میتوانید با ما در ارتباط باشید
و مستقیما استعلام قیمت و راهنمایی بگیرید. می توانید به راحتی این کتاب به
تالیف رسپینا پیوند را از انتشارات آرون تهیه نمایید.







نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.