توضیحات
کتاب دلهرهای بیپایان
مقدمهای از کتاب دلهرهای بیپایان :
در دلم غوغایی به پا است کتاب دلهرهای بیپایان
در گوشه ای از اتاقم کز کردهام
و آرام به روحم سفر میکنم
بی سر صدا اشک میریزم
لبخندی تحویل آدمها میدهم
گاهی آنقدر از خودم و حسهای درونیام دور میشوم که خودم را هم نمیشناسم
گاهی آهنگی گوش میدهم تا آرامم کند
آهنگی از جنس قلبم، شکسته و غمگین
تجربه اثبات میکند چندان شانسی در این دنیای پر از گرگ و حیله گر ندارم
از صحبت هایم با مردم بشنوی میگویی این حالش از منم بهتر است
حال اگر شبهایم را ببینی میگویی این دیگر کیست چرا آنقدر حالش خراب است این کمی مانده است تیمارستانی بشود
چرا این گونه است
آری این هست عالم درون من و زندگی من
دلهره ام تمامی ندارد
اما من دخترکی هستم که با همه این شرایط میخواهم ادامه بدهم چه میدانم شاید آخر همه ی این دلهره ها اتفاقی
خوب در انتظارم باشد.
کتاب دلهرهای بیپایان
فصل یک
دلهرهای بیپایان
{ المیرا }
(۲ سال قبل)
دست تو دست هم با لبخند عمیقی به دریا زل زده بودیم سوالی مغزم رو درگیر کرده بود پس ازش پرسیدم.
المیرا: عرفان اگه یه روز از هم جدا بشیم تو بعدش چیکار میکنی. بهم خیره شد کلافه شده بود، این اولین باری بود که بعد از این همه سال زندگی باهاش کلافه میدیدمش.
عرفان:میمیرم .لبخندم عمیق شد اما نمیدونستم آنقدر عمق میتونه زیاد باشه که توش غرق بشم و کمکم اون لبخند به سیاهی تبدیل بشه.
خودم رو معرفی میکنم من المیرام ۲۰ سالمه .بخاطر ازدواج اجباری که پدرم مجبورم کرده بود توی سن ۱۷ سالگی عروس شدم و پام یهو به سفره عقد و لباس عروس رسید. ۳ سال از ازدواجام با عرفان میگذره، عاشق هم نبودیم اما….
جهت خرید کتاب دلهرهای بیپایان و هرگونه سوال
با ایدی @arvannashr در تلگرام یا تماس تلفنی با 02166962850 مستقیما استعلام قیمت و راهنمایی بگیرید.
می توانید به راحتی این کتاب به تالیف معصومه(شیدا) مرادی را از انتشارات آرون تهیه نمایید.







نقد و بررسیها
هنوز بررسیای ثبت نشده است.